سرنـوشت غم انگیـز کشتـی رافـائل (تایتانـیک ایـرانی)


رافائل یک کشتی بود که سرگذشتی غم انگیز ولی شنیدنی دارد ... در دهه ی چهل و پنجاه میلادی، با وجودی که هواپیماهای مسافربری، مسیر اقیانوس آتلانتیک را به خوبی و به سرعت طی می کردند اما در اروپا ایتالیایی ها که نمی‌خواستند شکست و ضعف خود را در صنعت حمل و نقل هوایی پذیرا شوند، به تقویت صنعت دریانوردی خویش پرداختند به همین دلیل مدیران ارشد دریانوردی ایتالیا دستور ساخت دو شاهکار را صادر کردند. شاهکارهایی که پشتوانه اش دولت ایتالیا بود و چیزی نگذشت که به یک پروژه ی ملی تبدیل شد. در واقع ایتالیایی ها در گرماگرم مسابقه ی ساخت تجهیزات و توربین ها و موتورهای غول پیکری که بویینگ ها را به هوا می فرستاد، با این دو کشتی نشان می دادند که آنها نیز قادرند پابه پای سایر اروپایی ها در صنعت جایگاهی داشته باشند و کشتی های درجه یکی را برای استفاده طبقه ی مرفه دنیا تولید کنند.


هر چند که سال 1970 (1349 ش) رافائل با یک نفتکش نروژی در اقیانوس تصادف کرد و به قول ایتالیایی ها کشتی شان چشم زخم خورد! بدبیاری و بحران گفته شد که هیچکدام از دو کشتی میکل آنژ و رافائل برای مالکینش تولید پول و ثروت نمی کردند و دولت ایتالیا با سوبسید بالایی این دو کشتی پرخرج را زنده نگاه می داشت. در واقع دولت ایتالیا برای هر مسافر رافائل 700 دلار سوبسید پرداخت می کرد. رافائل با اینکه نُه سال بعد در سفرهای دریایی در اقیانوس های دیگر هم مورد استفاده قرار گرفت اما باز هم هزینه های گزاف و سرسام آورش به مانند خواهر دو قلویش، میکل آنژ اجازه نمی داد که این کشتی به سوددهی برسد. بحران نفت در 1974 (1354 شمسی)، باعث افزایش 217 درصدی هزینه های کشتی برای دولت ایتالیا شد.


روزنامه های ایتالیایی آغاز به انتقاد کردند و نوشتند که چرا باید پول مالیات دهندگان ایتالیایی برای "زنده نگاه داشتن خاطرات دوران عهد عتیق و رمانتیک بازی دولت" به این شکل هزینه شود. با فشار پیاپی مطبوعات بالاخره دولت ایتالیا در 1975 اعلان کرد که قادر نیست که برای حفظ این دو کشتی روزانه 100 میلیون لیره پرداخت کند. در بهار 1975 بود که دولت ایتالیا رسماً اعلام کرد که خطوط کشتیرانی ایتالیا نمی‌تواند کمک های دولت را دریافت کند. این سخن به معنای مرگ این دو خواهر بود. در21 آوریل 1975(دوشنبه 1 اردیبهشت 1354) رافائل برای آخرین بار بدون هیچ تشریفاتی، غمگینانه بندر نیویورک را به سمت ایتالیا ترک کرد. در 30 آوریل هم برای آخرین بار در بندر جنوا لنگر انداخت و بعد از 113 بار سفر دریایی به نیویورک از حرکت کناره گرفت. سه ماه بعد هم میکل آنژ به او در بندر کم رونقی به نام لاسپیزا پیوست و هر دو درآنجا به خاموشی فرو رفتند.


در 1976 (تابستان 1355)صاحب شرکتی آمریکایی به نام "هوم لاین" حاضر شد در قبال خرید این دو کشتی مبلغ خوبی را بپردازد اما به شرطی که دولت ایتالیا اجازه بدهد این دو کشتی در همان مسیر ایتالیا، نیویورک سفر کند و از خدمه های ایتالیایی استفاده شود. اما شرکت خطوط دریای ایتالیا از آنجایی که نمی خواست بار دیگر مورد انتقاد رسانه های کشور قرار بگیرد که چرا باز این دو کشتی در ایتالیا به حرکت در آمدند، به این پیشنهاد توجه نکرد و اعلام کرد که این دو کشتی را می خواهد به بیرون کشور بفرستد. یک خرید عجیب اما چیزی نگذشت که سروکله ی خریدار دوم در پاییز سال 1976 (پاییز 1355) پیداشد: شاه ایران، محمد رضا شاه پهلوی؛ مردی که بلندپروازی هایش در دنیا معروف شده بود به طرف ایتالیایی اعلام کرد که می خواهد این دو کشتی را بخرد تا آنها را به محلی تبدیل کند که کارگران شرکت نفت، پرسنل نیروی دریایی و کارآموزان ارتش ایران در آنجا و در ایام تعطیلات و مرخصی شان استراحت کنند. خطوط دریایی ایتالیا مانعی در این معامله مشاهده نکرد. مهم این بود که کشتی از ایتالیا بیرون می رفت و جنجال معترضین خاموش می شد. بالاخره در آذر ماه 1355 کشتی ها به ایران فروخته شد. به نظر می رسید ایران معامله ی خوبی با ایتالیایی ها کرد. رافائل در سال 1965 تا 90 میلیون دلار نیز قیمت گذاری شده بود اما ایتالیایی ها از سرناچاری و با توجه به شرایط اقتصادی 10 سال بعد رافائل و میکل آنژ را هر کدام به مبلغ دو میلیون دلار به ایران فروختند!


بدین ترتیب دو کشتی رافائل و میکلانژ توسط ایران خریداری شد. رافائل بزرگ بود و با عظمت؛ یک کشتی با شکوه با همه امکانات تفریحی که در زمان خود نظیر نداشت. هیچ یک از کشورهای پیشرفته آن زمان نظیر آن را نداشتند. روزی که رافائل از ایتالیا به سوی ایران در حرکت بود، مردم ایتالیا با اشک رافائل را بدرقه کردند. چون رافائلی که خودشان ساخته بودند را مجبور بودند به ایران بفروشند. رافائل در میان اشک و اندوه مردم ایتالیا، ایتالیا را ترک کرد و زیبا و خرامان به سوی ایران پیشرفت و در بهار 1356 رافائل با 50 خدمه ایتالیایی و با افزایش ظرفیت در حد سکنای 1800 نفر در بندر بوشهر پهلو گرفت. نخستین طرح کشتی "رافائل" در سال 1337 توسط ایتالیایی ها کشیده شد و رافائل به طول 276 متر و عرض 31 متر در کشور ایتالیا ساخته شد. در کشتی رافائل 850 خروجی رادیو تلفنی، 6 استخر شنا، 750 کابین (در هر کابین یک حمام و توالت شیک و لوکس که با مرمرهای ایتالیایی تزیین شده بود وجود داشت)، 18 آسانسور، 30 سالن اجتماعات، تالار نمایشی با 500 صندلی و باشگاه های ژیمناستیک و پرورش اندام ساخته شده بود.

کشتی میکلانژ هم در بندرعباس مستقر شد و از کابین های متعدد آن برای اسکان پرسنل نیروی دریایی شاهنشاهی استفاده شد. موج های دریا بوق بلند و غریبی را به گوش اهالی شهر بوشهر می رساند. مردمان بندر بوشهر وقتی از پنجره ی خانه های بافت قدیم به بیرون نگاه انداختند حیرت زده، غول سفید و باشکوهی را دیدند که به ساحل بوشهر نزدیک می شد. کسی خبر نداشت که این کشتی بزرگ و سفید که تراکم دود از دودکش های عقبش به هوا بر می خاست و بدنه اش اینچنین سفید و درخشان بود قرار است سالها مهمان ذهن و جان مردمان این شهر شود. بوشهری ها که تا به حال کشتی های زیادی را دیده بودند فوج فوج می آمدند، در ساحل جمع می شدند و با اشتیاق این کشتی زیبا را می دیدند و با زمینه ای از این کشتی عکس می گرفتند. اواخر سال ۵۷ خدمه ایتالیایی کشتی رافائل کم‌ کم به کشورشان برگشتند.



 بعد از انقلاب، طولی نکشید که ایران درگیر جنگ با عراق شد. این کشتی در دوران دفاع مقدس به عنوان یکی از مناطق احتمالی بمباران توسط عراق اعلام شد. به همین دلیل توسط یدک کش 1000 متر در کنار ساحل جابجا شد اما توسط یکی از موشکها مورد اصابت قرار گرفت و بعدها به زیر آب رفت. در سال 1362 بود که دو هواپیمای عراقی با چند موشک آن را هدف قرار دادند. رافائل در این حمله صدمه زیادی دید و در آب زمین ‌گیر شد. این کشتی که تا نیمه ‌ای از بدنه‌ در آب فرو رفته بود چیزی نگذشت که یک کشتی باری به نام ایران سلام با آن برخورد کرد و به بدنه اش آسیب جدی رساند.


 

/ 0 نظر / 421 بازدید